جمعه, 03 آذر 1396

نوروز درزمان ساسانیان

منتشرشده در فرهنگ

از: دکتر مهوش امیر مکری

مراسم نوروزی در دوران ساسانیان

روایت های خیام وکسروی درشرح چگونگی آغاز سال نو نزد پادشاه دراصول کلی توافق کامل دارندواین اصول کم وبیش بااندک تغییری هنوز بخشی ازرسوم نوروزی مردم ایران را تشمیل می دهد. این اصول ازاین قرارند:
- دیدن روی زیبا وآدم خوشرو ، ازاولین کارهائی بوده که باید برای شله انجام میگرفته است . درنوروز نامه خیام به شرفیابی موبد همراه غلامی خوبروی اشاره شده وکسروی هم شرفیابی شخصی خوشنام وخوشقدم وخوشگو را متذکر شده است .
- تیروکمان از هدایائی است که درروایت خیام ، موبد پس از خواندن آفرین تقدیم شاه می کرد ه ودر روایت کسروی درطی تشریفاتی همراه خواندن سرود ونواختن ساز به شاه داده می شده است .
- باز سفید درهردو روایت درآئین نوروزی نقشی دارد . درروایت خیام به شاه تقدیم می شده ودرروایت کسروی روزی یکی ازآنهارا درایام نوروز ازقفس پرواز می دادند.
- اشیائی که نشان تندرستی وثروت وفراوانی وگشایش است درمراسم نوروزی جای خاص دارندودرروایت خیام ازطرف موبد به شاه ودرروایت کسروی ازطرف شاه به شخص خوش قدم داده میشده است .
- آرزوی تندرسنتی وکامیابی وخوشبختی برای شاه درهردو روایت وجوددارد. درروایت خیام آفرین موبد چنانکه گذشت ، گفتاری است کامل واستادانه که درآن امام آرزوها ودعاها درضمن پندواندرزها ی حکیمانه بیان شده است .درروایت کسروی به صورت مکالمه ساده تری است که بین شاه وشخص خوشقدم انجام می گیردوهمراه دعاهای آن شخص دربرابر عطایای شاه می باشد.
- میان دانه ها جو اهمیت خاصی داشته است . چنانکه درروایت خیام تنها سبزه ای که به شاه داده می شده یک دسته جو نورسته بوده ودرروایت کسروی « شاه بیشتر روئیدن جورا تماشا میکرده وآن را به فال نیک می گرفته است .«
ولی درروایت بیرونی سبز کردن سبزه دربین مردم رواج داشته است وبیرونی گذشته آن را به افسانه دفع ابلیس لعین توسط جمشید نسبت می دهد.
پس با توجه به اطلاعاتی که از خیام وکسروی دردست است وآنچه که ازآداب ورسوم نوروزی درعصر حاضر میان مردم رواج دارد می توان گفت که آغاز نوروز واول سال درنزد شاه هم همانند همه مردم باکارهائی شروع می شده که به شگون آنها ، برای آوردن تندرستی وخوشبختی تا پایان سال باور داشتند.
بخش نخست این مراسم در پیش شاه که بیشتر جنبه غیر رسمی داشته ودرصبح اول نوروز پیش از هرکاری صورت می گرفته است . هنوز هم یکی از مراسم نوروزی میان مردم وخانواده ها ست . چنانکه نخستین آئین صبح روز اول نوروز این است که خوشقدم ترین وخوشروترین افراد خانواده از درِ خانه بیرون می رود ودررا به روی خود ببندد وپس از آنت درخانه را بکوبد ودرجواب سئوال اهل خانه که :« ازکجا آمده ای وباخود چه آورده ای ونامت چیست ؟» پاسخ دهد که :« نامم خوشبختی است واز سرزمین خوشبختی آمده ام وتندرستی و کامیابی و خوشبختی آورده ام » . چنان که گذشت کسروی بیشتر به شرح این قسمت پرداخته است .
پس ازاین مراسم خصوصی ، شاه برای مراسم رسمی تری که باز همینمنظور ازآن مستفاد می شود آماده می شده است . این مراسم راخیام درنوروزنامه شرح داده که با آمدن موبد وحضوربزرگان دولت صورت می گرفته است وموبد باستایش و نیایش پیشکش هائی که هرکدام حامل معنای «پرشکون ، خوش یمن وفرخنده » راداشتند تقدیم شاه میکرده وسپس آفرین نوروزی رادر مجلس شاه می خوانده است وپس از آن حاضران درخدمت شاه شرابی رابا تشریفات خاصی صرف می کردند ودرآخر هریک ازبزرگان باترتیب خاصی نزد شاه می رفتند وهدیه های نوروزی خودرا تقدیم می داشتند. معادل این بخش از مراسم درباری آن روزها رامی توان درحال حاضر درهرخانواده ای با گرد آمدن خویشان نزدیک ، درخانه بزرگ خانواده برسر سفره هفت سین ، خواندن دعای نوروز درتحویل سال، روبوسی ودست بوسی وبالأخره ادای دوستی واحترام به ترتیب ازسوی کوچکتران به بزرگتران ودادن وگرفتن عیدی دانست .

پس ازاین مرحله از مراسم نوروزی درروز اول فروردین ، مراسم نوروزی عمومی تر میشده، منتها بانظم وترتیب خاصی برای پی بردن به این بخش ازمراسم ، اطلاعات بیرونی ازهمه جامع تر است . او می نویسد:
« آئین ساسانیان درنوروز چنین بود که پادشاه اعلام می کرد که ، درپنج روز اول نوروز هرروزی را برای پذیرفتن طبقه ای ازمردم جلوس خواهد کرد. این روزها به ترتیب ازروز اول تا پنجم (1) به عامه مردم .
(2) دهقانان وخانواده های آنان .(3) سپاهیان وبزرگان موبدان . (4) درباریان ونزدیکان وخاصان . (5) خانواده شاه وپیشکاران مخصوص تعلق داشت . شاه روز ششم را پس از فراغت از کارهای مردم به خود اختصاص می داد و با اهل انس وسزاوار خلوت خود می گذراند.»

تااینجا مراسم نوروزی درپنج روز اول نوروز رسمی ودرحضور شاه وهرروز با شرکت گروهی از مردم صورت می گرفته و بیشتر جنبه رسیدگی مستقیم شاه به احوالات مردم راداشته است . بهمی ن دلیل هرروزی رابه یک یا دو گروه همطراز اجتماعی اختصاص داده بودند وبیرونی می گوید که « پادشاه به روز نوروز مردم را اعلام می نمود که برای ایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کند... چون روز ششم ازفضای حقوق مردمان فارغ وآسوده شده بود برای خود نوروز می گرفت » درحال حاضر این مرحله را می توان با دیدوبازدید مردم از خوبشان ودوستان و آشنایان خود پس از تحویل سال برابر دانست .
علاوه براین پنج روز اول ، بیرونی می نویسد که « چون جم درگذشت پادشاهان تمام روزهای این ماه را جسن گرفتندواین جشنها را شش بخش نمودند. پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادندوپنجه دوم را به اشراف وپنجه سوم را به خدم وکارکنان پادشاه وچهارم را برای ندیمان ودرباریان وپنجم را برای عموم مردم وششمین را برای برزگران.»
چنین بنظر می رسد که برنامه جشن ها درماه فروردین چنان بوده که درهر پنج روزی برای گروهی از مردم برنامه ای بوده است واحتمالاً خود آن گروه ها هم دربرنامه ها شرکت فعال داشته اندوتمام ماه فروردین رابه جشن وشادی می پرداختندواز رسیدگی به امور مردم توسط شاه خبری نبوده است . این وضعیت بیشتر سبیه جشن هائی است که جامعه دامدار و کشاورز ایرانی پیش اززرتشت درپایان هرمرحله کشاورزی ودامداری درسال ، برای نیایش وستایش خدایان بطور دسته جمعی برپا می داشتند . شاید

بهمین سبب است که بیرونی جشن سراسر ماه فروزدین رابه یادبود مرگ جمشید نسبت میدهد و می گوید که « چون جمشید درگذشتپادشاهان همه روزهایاین ماه را عید گرفتند.»
جاحظ ویا کسروی هم در«الحاسن و الأضداد» آن رابه جم نسبت داده اند.
پس از هجوم تازی به ایران تا چند قرن آثاری از مراسم نوروزی درمراکز قدرت ونزد حاکمان وقت وجود نداردزیرا این حاکمان علاقه ای به سنت های ایرانی نشان نمی دادند. با وجود این ، ایرانیان سعی درآشنا کردن آنها با مراسم خود ازراه هدیه دادن وشیرینی فرستادن بدربار خلفا باز نمی ایستادند واز همان اوائل این کار با فرستادن شیرینی نزد عمر ، توسط هرمز ان شروع شد وبه جائی رسید که خلفای اموی هدایای نوروز رابرای افزودن درآمد خود نه تنها معمول داشتند بلکه به مردم تحمیل می کردند. . چنانکه مبلغ آن هدایا درزمان معاویه به پنج تا ده میلیون درهم رسید.باوجودی که برای خلفای راشدین واموی وتاحدی خلفای عباسی آئین نوروزی درگرفتن هدایا وپول از مردم خلاصه می شد ، خود مردم بهر ترتیببی که ممکن بود مراسم نوروزی رابرای خود حفظ کردند واین واقعیت راازنوشته های بیرونی وبن حوقل نصیبی می توان دریافت .
از کتاب نوروز صفحه 249 تا 252

خواندن 986 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 05 تیر 1395 19:11